حکم نکاح معاطاتی چیست و چه تفاوتی با ازدواج سفید دارد؟

حکم ازدواج معاطاتی چیست و چه شرایطى دارد؟ در قسمت قبل بیان شد که ازدواج معاطاتی بر خلاف تعریف عمومی ازدواج ، به وسیله ی صیغه ی ازدواج و با الفاظ مخصوص به آن منعقد نمی شود ؛ بلکه عملی مانند حلقه به دست کردن یا عمل زناشویی، قصد ازدواج را نشان داده و باعث به وجود آمدن پیوند ازدواج می شود. نکاح معاطاتی ، نوعی نکاح است که به توافق و تراضی طرفین برای آن انعقاد آن کافی است ، یا به عبارت دقیق تر عقد ازدواجی است که در آن قصد ایجاد عقد به واسطه ی فعل یا عملی که به وضوح عقد ازدواج را بیان کند ، نشان داده می شود . و روایات نیز شاهد بر اعتبار صیغه است بلکه در میان عقلاى اهل عرف نیز همیشه در عقد نکاح نوعى قرارداد لفظى یا کتبى وجود داشته و دارد و این نشان مى دهد که نکاح وضعى مخصوص به خود دارد. از نظر اسلام چیزى به نام ازدواج معاطاتى نداریم، چنین ازدواجى باطل است : اوّلا این که درست است که عقد نکاح از نظر قرارداد مانند سایر عقود است ولى اجماع علماى اسلام بر این است که در نکاح باید صیغه عقد خوانده شود.

طریقیت داشتن لفظ یعنی ازدواج به وسیله ی بیان یک سری کلمات خاص، یکی از راه های انعقاد عقد ازدواج است و نبود آن در اعتبار و مشروعیت عقد تاثیری ندارد. طرفداران ازدواج معاطاتی به دلیل محکم نبودن دلایل لزوم انعقاد عقد نکاح به وسیله ی کلمات و جملات ، آن را صحیح می دانند . در فقه اسلامی برخی آن را صحیح و برخی دیگر باطل دانسته اند . به عبارت دیگر ، برای انعقاد معامله می تواند به صورت عملی مثل دادن و گرفتن کالا یا جنس مورد مورد معامله و دریافت یا پرداخت مبلغ آن صورت گیرد. چرا که با در نظر گرفتن شروط و سخت گیری بیشتر در این زمینه ، به دنبال محکم تر کردن این نهاد و حمایت از آن تحت پرچم قانون بوده است . این نوع عقد تشریفات خاصی ندارد و به عنوان مثال در خرید و فروش به وسیله ی داد و ستد و یا همان دادن و گرفتن صورت می گیرد.

حتی در موارد استثناء که به طور مثال یکی از طرفین یا هر دوی آن ها قدرت تکلم ندارند ، اشاره ای را پذیرفته که به وضوح حاکی از قصد انشاء یا همان ایجاد مجله خبری wedlockmag عقد ، باشد. تشخیص این صراحت و وضوح به عهده ی عرف است . اما مصداق دیگر بخش اخیر مادهی ۱۹۳ ، نکاح است. اگر معاطات را صحیح بدانیم دیگر این شکل ابراز اراده است و فرقی نمیکند با لفظ و غیرلفظ باشد. مادهی ۱۹۳ قانون مدنی اعلام میکند که ” انشای معامله ممکن است به وسیلهی عملی که مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد “. اما این ماده از استثناء شدن مواردی توسط قانون یاد کرده است. این مخالفت به دلیل ارزش جایگاه خانواده و ازدواج در نظر قانونگذار است . بنابراین می توان گفت که قانونگذار این عقد را مورد پذیرش قرار نداده است. اگر ملاک روح توافق و قصد انشاى طرفین است، در این فرض چه لزومى به اداى الفاظ مخصوص است؟ اما اگر ازدواج سفید را ازدواجی بدانیم که طرفین فقط در آن تراضی داشته باشند و ارادهی انشایی در ایجاد زوجیت نداشتهاند، این دیگر داخل در ازدواجی که مورد پذیرش حقوق ما است نمیشود.

به بیان واضح تر ، نظر کسانی که نکاح معاطاتی را صحیح می دانند این است که برای یک ازدواج صحیح لزوما الفاظ خاصی بیان نمی شود و به این شکل نظر مخالفین خود را فاقد اعتبار می دانند. یعنی طرفین عقد می توانند با انجام عملی قصد خود را برای ایجاد عقد ابراز کنند . چون در ازدواج موقت هم اگر از طریق معاطات قابل تحقق باشد بایستی مدت نزد طرفین کاملاً معلوم باشد و عدم تعیین مدت را موجب بطلان نکاح یا تبدیل آن به نکاح دائم دانستهاند. همینطور شرط است که بین طرفین مهر تعیین شود. منظور این است که معیار حلّیّت در نکاح، آیا صرفاً لفظ «انکحت» و مانند آن مى باشد، یا این که فقط نیّت و قصد انشا و رضایت قلبى طرفین کفایت مى کند؟ یعنی فرد ناتوان سر خورد را تکان داده یا با حرکت دست رضایت خود را اعلام کند. این اعمال میتوانند از حلقه به دست کردن و بردن جهیزیه تا انجام عمل زناشویی را شامل شود.