اشعار اربعین 1401 + اشعار احساسی اربعین امام حسین • مجله تصویر


اشعار اربعین

شعری در مورد اربعین حسینی و امام حسین

گل من پر شده و بوی گلاب از خاکش می آید
بگو باغ سرخ من گل من گل من گل من
حسین جانم حسین جانم

من چیزی را که دیدم و تو در مورد من می دانستی نمی گویم
هرجا رفتم تو همدم من بودی
حسین جانم حسین جانم

نمیدونم بدون تو چیکار میکردم
از هجده سالگی فقط یک پیراهن همراهم بوده است
حسین جانم حسین جانم

غیر از اشکم گلابی نیاوردم
که هرگز آب را بدون گریه ننوشیده ام
حسین جانم حسین جانم

اشعار احساسی اربعین حسینی

سپیده دم از در بیرون می آید چون کله غم
بگذار شر از سینه بیاید، آه از دل

در کاروانی از سرزمینی دور
او از دیوار به گوش جان خواهد رسید

فکر کنم کاروان اهل بیت است
با دل به کعبه بیا

گلاب از چشم هر آدمی جاری می شود
که بوی عطر پیغمبر می آید

بعد از اربعین غم و هجران
بیا برادر خواهر

همون خواهری که سر شام غوغا کرد
همان ریحان پیامبر می آید

همون خواهری که با جادو حرف میزنه
خالق هر جا بیاید، خواهد آمد

همان خواهری که هیچ کس نمی شناسد
بیا به باغ لاله های پر

همون خواهر ولی گیج
او با لباس مشکی و بنفش می آید

اگر از کربلا سفر کرد، غمگین
غم انگیزتر از همیشه خواهد بود

نوای «وای وای» جان زهرا
صدای حیدر به گوش می رسد

از این دیدار وحشیانه از خانه ما
تمام خون قلب از چشم ها می آید

آهنگ غمگین به استقبال یک هنگ
کبوترهای بی بال و پر

بیا با این کبوترها بخونیم
آهنگی که غم را به غروب می آورد:

«شمیم جانفضایی کوی بوبام
بگذار در گوش تو زندگی کنم”

“فکر کنم کربلاست خاله!” بستن
که بوی مشک خالص و عنبر می دهد”

«به من گوش کن خاله! از گهواره تا گور
در این بیابان صدای اصغر می آید».

“برای مدتی افسار را نگه دارید
که لیلا مورد استقبال اکبر قرار می گیرد»

«اما عمه! التماس میکنم
آرزوی سالک را بپذیر».

«از خانه من در این بیابان نترس
شمر دون با خنجر برمی گردد.

متن مداحی اربعین حسینی

ای ساربان! ای ساربان! نگهبان
آمد به قافله خانه سرایدار

محمل ماران، محمل ماران، شهر دل اینجاست
اینجا خانه این قافله خسته است

اینجا منبع من بدون گنج فرو ریخته است
از برگ لاله هایم خون جاری شد

اینجا هرکسی چه دارد و چه ندارد دارد
باغ و گل و عشق و بهارم را گرفتند

عباس در اینجا مدفون بوده و هست
هم مشک خالی، علم، دست عباس

اینجا جبهه اکبر جدا شد
پدر تماشا کرد و فرزندش قربانی شد

آب را اینجا ممنوع کردند
شیر را با تیر آبیاری کردند

اینجا صدای تشنگی بلند شد
در هنگام تشنگی نیز برای آب گریه می کرد

اینجا همه از خاندان پیامبر هستند
سر خیرالبشر را بریدند

اینجا ظلم بر عترت و علی بود
قرآن زیر پا گذاشته شده است

اینجا شما غرق در خون هستید، یک دور ستاره
در اینجا او از گوش، گوشواره های دشمن شلیک کرد

اینجا ظالمانه علی را زدند
یاس تبدیل به سوسن شلاقی شده است

اینجا چو خانه به خانه می سوخت
زانوهای بچه ها مثل پر پروانه می سوخت

دود زینب اینجا را می پیچید
حرم زینب بریده شده است

در اینجا دشمن بر زخم پیامبر نمک زد
هر برگ گل با غصب فدک مهر شد

اینجا در گل نشستند
مکاشفات وحی در محمل نشست

ای کربلا! گل یاس من کجاست؟
ای وادی خون! اکبر و عباس چه کسانی هستند؟

با غنچه بی گل چه کردی؟
با خنجر خشک علی اصغر چه کردی؟

خون جگر روی صورتم جاری شد
برای حمرا پیراهن آوردم، یوسف من نیست

تصویری دردناک و داغ در آینه دارم
چون در سینه ام آفتاب و آتش گرفتم

من با دوستم گفتگوی بی صدا دارم
من هجده عاشق در سینه سوزانم دارم

بعد از حسین من از جانم بهم خورد
ای کاش با آن کودک سه ساله مرده بودم

با اشک در دلم گریه می کنم
چگونه بدون تو به مدینه بروم؟

کاش صدها سال به خاطر بدن تو بود
کاش جنازه ام کنار تو می مرد

می خواهم زنده راه یثرب را طی کنم
اگر زهرا بپرسد حسین کیست، چه بگویم؟

بگذار پنهان بماند تا دلم بسوزد
این صفحه را با قلب خود بخوانید



مجله ازدواج